محمد بن اسماعیل بن بزیع از صلحاى شيعه و در نقل حديث بسيار موثق و معتبر بوده است. وفات او در زمان امامت امام جواد (ع) یعنی قبل از سال 220 بوده است. تمامی علمای علم رجال مانند الکشی و نجاشی و شیخ طوسی او را توثیق کرده اند. مثلا نجاشی راوی شناس برجسته شیعه راجع به او میگوید: محمد بن اسماعیل بن بزیع از صالحین این طایفه (شیعه) و افراد مورد اعتماد (ثقات) و کثیر العمل بوده است. امام رضا (ع) راجع به محمد بن اسماعیل بن بزیع در خطاب به بعضی از اصحاب خود میفرماید: دوست دارم كه يكى از شما مانند او مى بود. برای اطلاع بیشتر از شرح حال وی به کتاب معجم رجال الحدیث سید ابوالقاسم الخویی مراجعه شود...
ادامه مطلب














@@@@@@@@












![]()

![]()

![]()

![]()


شيخ بهائى كه شخصی بزرگ، حکیم، عارف، اهل معرفت و بصيرت بود تعریف می کند:
روزی در قبرستان امر عجيبى را ديدم، كه جماعتى ميّتى را در گوشه اى از اين گورستان دفن كردند.
پس از چند ساعت كه گذشت و همه از قبرستان خارج شدند، بوى بسيار خوش و معطّرى به مشام
من خورد كه با عطرهاى دنيا قابل مقایسه نبود. بسيار تعجب كردم كه اين بوى عطر از كجاست؟
به اطراف نگاه كردم، ناگهان جوان زيبارويى را ديدم كه به سمت آن قبر مى رفت، و سپس محو شد.
طولى نكشيد كه بوى متعفّن و بدى به مشام من رسيد كه از هر بوى گندى در دنيا بدتر بود! باز متعجب شدم به اطراف نگاه كردم.
سگى را ديدم كه به سوى همان قبر مى رفت و سپس ناپديد شد.
همينطور به حالت تعجب ايستاده بودم كه ناگهان همان جوان زيبا از طرف آن قبر برگشت. ولى بسيار مجروح و زشت شده بود.
به خودم جرأت دادم كه به سوى او بروم و سؤال كنم. به كنارش رفتم و گفتم: حقيقت امر را براى من روشن كن.
گفت: من عمل صالح اين ميّتى بودم كه الان شما شاهد دفن او بوديد. و باید من در كنارش مى بودم كه ناگهان سگى وارد قبرش شد،
كه همان اعمال زشت و ناشايست او بود. و چون گناهان او بيشتر از اعمال صالح او بود، لذا آن سگ به من حمله كرد و مرا از قبر بيرون انداخت.
و الان همان سگ با او هم نشين است.
شيخ بهائى مى فرمايد: اين مكاشفات صحيح است. چون اعمال انسان در عالم قبر و برزخ، تجسّم پيدا مى كند و به صورت هاى متناسب
با اعمال تبديل مى شود. اگر اعمال صالح باشد، به صورتهاى زيبا جلوه مى كند و ظاهر مى شود. و اگر اعمال ناپسند، در انسان جمع شده باشد،
به شكل صورتهاى زشت ظاهر مى شود.
منبع: عالم برزخ ص 133
در هنگام ورود به عالم برزخ چه سئوالاتي از انسان مي شود؟
و ما خود را چگونه براي پاسخ گويي آماده كنيم؟
آنچه كه در عالم پس از مرگ براي انسان رخ مي دهد واقعياتي هستند كه روح انسان پس از مفارقت از بدن مادي با آنها روبرو مي شود. با فرا رسيدن مرگ انسان و جدا شدن روح از كالبد مادي و جسماني خودش به عالم ديگري به نام برزخ منتقل مي شود. امّا اين انتقال به سادگي صورت نمي پذيرد. چه بسا انسانهايي كه به واسطه توجه بيش از حد به امور دنيوي و مادي وفوري از جهات روحاني و معنوي خود در هنگام مرگ دچار سردرگمي بشود و نداند كه چه شده!! به ناگاه مي بيند پرده كنار رفت و فضايي كه در آن تنفس مي كرد به كلي تغيير كرد و دگرگون شد. به جايي رفته كه هيچ گونه آشنايي با آن ندارد. گاهي انسان در همين سردرگمي و دهشت و اضطراب به سر مي برد كه ناگاه مورد سئوال هم واقع مي شود.[1]
انسان در عالم برزخ مورد سئوال واقع مي شود امّا آن سئوالات چيست؟
با مراجعه به روايات در مي يابيم كه سئوالات كلي پرسيده مي شوند. در برزخ از جزئياتِ عمل سئوال نمي شود آنچه سئوال مي شود از كليات است. توحيد، نبوت، دين و امامت.
اگر انسان معتقد و متعهد به دستورات الهي باشد توان پاسخگويي را دارد و الّا در پاسخ خواهد ماند. در عالم برزخ هر كسي بنا به عقيده و ايمان و اعمال توان بهره برداري را دارد[2] اين چنين نيست كه چون عالم دنيا آدمي مطلبي را حفظ كند و بعد همان را ارائه دهد.




